تبليغاتX
شاهد
- به همه کسانی که در این وبلاگ کامنت گذاشتند سلام عرض می کنم
- امیدوارم بتوانم در این فضای اینترنتی موثر ، مثبت و سازنده باشم .
- قصد توهین به هیچکس را ندارم و از همه کسانی که لطف می کنند و کامنت می گذارند صمیمانه درخواست می کنم که به هیچکس توهین نکنند. به اصول اسلامی و انسانی پایبند باشیم .
- اگر خواستید به من بد و بیراه و ناسزا بگویید اشکالی ندارد اما آن را خصوصی برای خودم بفرستید تا احساسات دیگران جریحه دار نشود.
- قصد توجیه برخی اشکالات و ضعف ها را ندارم برای اینکه با این کار راه به جایی نخواهم برد.
- حرف درست و حسابی برای گفتن زیاد است و امیدوارم خط را گم نکنم و به وادی گزافه گویی نیفتم.
- اعتبار امروز اجتماعی بنده مرهون اعتماد دکتر احمدی نژاد است و قدردان این حسن ظن رئیس جمهور محترم هستم. 
- از خداوند متعال می خواهم که راه راست را به همه ما بنمایاند و در دفاع از حق پایدار و استوارمان گرداند.
- عاجزانه تقاضامندم که خطا یا اشتباه بنده را به حساب نظام و دولت مظلوم احمدی نژاد ننویسید .
- آخرین تقاضایم این است که هیچکس را نفرین نکنید. زبان را به دعای خیر برای خود و دیگران عادت دهیم.     
+ نوشته شده در 87/02/30ساعت 16:25 توسط علی اکبر جوانفکر |

در هفته ای که گذشت به همراه یک گروه ۳۰ نفره از خبرنگاران ٬ فیلمبرداران و عکاسان رسانه های ارتباط جمعی کشور از جمله رسانه ملی برای پیگیری مصوبات سفر رئیس جمهور و هیات دولت به استان چهار محال و بختیاری رفتیم.

از اصفهان به صورت زمینی به سوی شهرکرد حرکت کردیم و در مسیر با اولین طرح مهم در دست اجرا که ساخت یک تونل ۱۳۰۰ متری است ٬ آشنا شدیم. با راه اندازی اين تونل ، يك گردنه خطرناك و پرحادثه كه تا به حال جان دهها نفر را گرفته است ، از مسير تردد مردم حذف مي شود و طول راه 15 دقيقه كوتاهتر مي شود. اين تونل حفر شده است و دارند بدنه آن را مسلح مي كنند يعني داخل آن بتن آرمه مي شود كه خيلي هزينه بر است.

به نظرم رسيد كه مشاور طرح با دست و دل بازي زيادي اين پروژه را طراحي كرده است . شايد برخي از نقاط اين تونل نياز به بتن آرمه داشته باشد اما همه جاي آن نيازمند چنين چيزي نيست . من نمونه هاي ديگري از اين تونل ها را هم ديده ام كه در آنجا مشاور، با پاشيدن بتن به سقف و بدنه تونل، استحكام لازم را براي جلوگيري از ريزش آن ايجاد كرده بود. به هر حال با پيگيري موضوع از طريق مراجع ذيربط ، اميدوارم اين تونل هرچه زودتر به بهره برداري برسد و مردم بتوانند از آن استفاده كنند.

در اين سفر كه سيزدهمين سفر استاني خبرنگاران براي پيگيري مصوبات بود از دهها طرح و پروژه ديگر هم بازديد كرديم . استان چهار محال و بختياري در سالهاي اول پيروزي انقلاب تنها دو كارخانه داشت كه اين رقم در حال حاضر به 800 كارخانه رسيده است و بخش مهمي از اين كارخانه ها هم در دولت نهم و با حمايت هاي دولت از بخش خصوصي بوجود آمده اند. طبق آمار رسمي نرخ بيكاري در اين استان از 17 و خورده اي درصد به 12 درصد رسيده كه رقم قابل توجهي است . خدا را شكر.

در ادامه سفر از سد چغاخور بازديد كرديم . وقتي مي خواستيم با اتوبوس وارد كارگاه سد سازي شويم دهها نفر از كشاورزها جلوي در ورودي تجمع كرده بودند و مي خواستند با بنده به عنوان مشاور رئيس جمهور صحبت كنند.

از اتوبوس كه پياده شدم ، پيرمردهاي پشت خميده اي كه دستشان پينه بسته بود و سختي روزگار ، چين و چروك هاي زيادي روي صورتشان پهن كرده بود جلو آمدند و با سر و صدا و همهمه مي خواستند اين نكته را منتقل كنند كه با آب گيري اين سد ، زمينهايشان زير آب مي رود . آنها مي گفتند حق و حقوق ما را بدهيد و گرنه اجازه كاركردن روي سد را نمي دهيم.

دست و صورت چندتايي از آنها را كه چهره هايشان مرا به ياد پدر بزرگ مرحومم مي انداخت ، بوسيدم و گفتم كه حق با شماست . وزير نيرو بايد طبق مصوبه دولت ، حقوق شما را پرداخت كند و من پيگير موضوع خواهم بود. آنها گفتند كه به شركت مهاب قدس اجازه كار كردن روي سد را نمي دهيم تا تكليف ما روش شود.

به آنها گفتم كه ما سد و نيروگاه را براي شما مي سازيم و قرار نيست حق كسي ضايع شود. آبي كه پشت سد جمع مي شود وقتي براي كشاورزي و شرب مردم بركت مي كند كه حق شما ادا شده باشد. ما پيشرفتي را كه باعث تضييع حقوق ديگران شود نمي خواهيم و براي چنين پيشرفتي هم ارزش قائل نيستيم.

طي دو روزي كه بعد از اين ديدار در استان چهار محال و بختياري بودم دو بار با دفتر وزير نيرو تماس گرفتم تا مشكل كشاورزان را با او درميان بگذارم اما هر بار بهانه اي آوردند و ارتباط را برقرار نكردند. پيغام گذاشتم كه ايشان تماس بگيرند اما خبري نشد. به تهران كه آمدم بازهم از دفتر رئيس جمهور با دفتر وزير نيرو تماس گرفتم اما نتيجه اي حاصل نشد.

با خودم فكر كردم وقتي مشاور رئيس جمهور نمي تواند با وزير تماس بگيرد، راستي مردم عادي و غيرعادي كه با ايشان كار ضروري داشته باشند ، چطور مي توانند به وزير دسترسي پيدا كنند؟!

خيالم وقتي راحت شد كه با خبر شدم كه دكتر كلهر مشاور رسانه اي رئيس جمهور ، در يك جايي وزير نيرو را ديده و مشكل را به او منتقل كرده است . به هر حال اميدوارم جناب آقاي فتاح كه از جمله وزراي مردمي و فعال دولت نهم است  ، اين  مساله را در دستور كار خود قرار دهد تا  مشكل كشاورزان اين منطقه  كه گفته مي شود تعدادشان چيزي حدود هزار نفر است ، هر چه زودتر برطرف شود.

البته جا دارد به اين نكته نيز اشاره كنم كه ظاهرا برخي از آدمهاي پولدار و فرصت طلب منطقه با آگاهي از اينكه دولت سرانجام حقوق كشاوزان را تاديه خواهد كرد ، زمين هاي آنان را به ثمن بخس خريداري كرده اند تا در موقع مناسب ، چند برابر آن را از دولت دريافت كنند؟!

به صورت مكتوب گزارشي از سفر خبرنگاران به رئيس جمهور محترم تقديم كرده ام كه در بخشي از آن به اين مساله هم اشاره شده است و اميدوارم با توجهي كه دكتر احمدي نژاد و جناب فتاح خواهند كرد مشكل كشاورزان عزيز ما هرچه زودتر برطرف شود.

يك نكته قابل توجه ديگر هم وجود داشت و آن گزارش خبرنگار محلي يكي از خبرگزاريها در باره اين موضوع بود كه وقتي چشمش به كشاورزان معترض افتاد و ديد كه آنها در مقابل در كارگاه تجمع كرده اند ، فوري جو زده شد و گزارش داد كه آنها از ورود خبرنگاران به اين محل جلوگيري كرده اند. اين خبر غير واقعي با اعتراض خبرنگاران همراه مواجه شد.

وقتي از كارگاه خارج مي شديم ، چهره كشاورزان ديگر عبوس و ناراحت نبود. آنها با چهره اي خندان با ما خداحافظي مي كردند. شايد از اينكه مشاور رئيس جمهور را با خودشان همدل و همزبان مي ديدند، خوشحال بودند.

+ نوشته شده در 87/02/30ساعت 12:53 توسط علی اکبر جوانفکر |

تیتر اول یکی از روزنامه های اقتصادی در روز یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ماه این بود : تصمیمات دولت رانت زاست .

آن روزنامه تیتر مزبور را به سخنان آقای دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد و دارایی در برنامه مثلث شیشه ای که جمعه شب از شبکه پنج سیما پخش شد نسبت داده بود.

سی دی این برنامه را از جناب آقای کلهر نماینده دولت در شورای نظارت صدا و سیما دریافت کردم و با دقت به سخنان آقای دانش گوش کردم و از نکات اصلی آن یادداشت برداشتم.

مجری برنامه از ایشان در باره مافیای اقتصادی سووال می کند و او درپاسخ می گوید: آنچه مهم است این است که مجموعه تصمیمات اقتصادی و مجموعه اتفاقاتی که در اقتصاد می افتد٬ ممکن است شرایطی را بوجود بیاورد که افراد رانت خوار ٬ موج سوار و کسانی که به دنبال فرصت های طلایی هستند ٬ بتوانند به راحتی به اهداف خود نزدیک شوند. مثل چند نرخی شدن ارز در دولت های قبل که برای رانت خواران یک فرصت ایجاد کرد و با یکسان شدن نرخ ارز ٬ همه فرصت ها برای رانت خواری از بین رفت.

روزنامه مزبور از این اظهارات برداشت کرده بود که تصمیمات دولت رانت زاست ؟!

به مدیر مسوول آن روزنام تلفن کردم و از او خواستم که به بنده در مورد این تیتر توضیح دهد.

او گفت که این خبر را از خبرگزاریها دریافت کرده است.

گفتم شما در خبرتان منبع خبر را خود روزنامه ذکر کرده اید.

پاسخ داد که خبر اظهارات آقای دانش جعفری از یک خبرگزاری دریافت و سپس خلاصه شده است.

به مدیر مسوول روزنامه عرض کردم که در همان خبری که در روزنامه به چاپ رسیده چنین مطلبی مبنی بر اینکه تصميمات دولت رانت زا است  وجود ندارد.

او گفت که این یک برداشت ژورنالیستی از اظهارات آقای دانش جعفری بوده است.

گفتم : این چگونه برداشتی است که شما کرده اید. آقای دانش جعفری چنین سخنی یا حتی مطلبی نزدیک به آن نیز به زبان نیاورده است که شما را دچار ابهام در برداشت کند ٬ بنابراین چگونه می توان از این سخنان چنین برداشتی را داشت.

او گفت : آقای جوانفکر شما که خودتان ژورنالیست هستید و می دانید که در کار ژورنالیستی اینگونه مسائل پیش می آید.

به او گفتم : آقای محترم من غلط می کنم به این مفهومی که مد نظر شماست ژورنالیست باشم. من یک زمانی خبرنگار بودم و کار خبری را به عنوان یک فرد مسلمان به انجام می رساندم. یعنی به هیچوجه به خودم اجازه نمی دادم به دیگران نسبت دروغ بدهم و اسمش را بگذارم کار ژورنالیستی.

به هر حال او گفت که در سفر است و پس از بازگشت به تهران به این موضوع رسیدگی خواهد کرد.

مهم این نیست که او تیتر روزنامه اش را اصلاح کند یا بر رفتار نادرست خود اصرار بورزد. مهم این است که او و امثال او اگر مغرض نباشند ٬ دچار یک توهم تلخ و برداشت سوء از کار روزنامه نگاری هستند و از این رو به خود اجازه می دهند تا در حاشیه امنی که صبر و متانت و دور اندیشی دولت نهم برای رسانه ها بوجود آورده٬ به هر روش و منشی برای تخریب دولت یا هر کسی که او را رقیب خود می پندارند ٬ دست یازند و چه تلخ و دشوار است اگر هشدارها و انذارها آن را از خواب غفلت بیدار نکند!

+ نوشته شده در 87/02/30ساعت 8:59 توسط علی اکبر جوانفکر |